تبليغاتX
روزهای سرد و بی خاطره
فریاد/......

من راه ميرفتم
و آسمان صدا ميزد
انگار آن هم
مانند من
كسي را فرياد ميزد
باران باريد
و من بين شاخه هاي درختان
گم شدم
و ديگر هيچ كس
مرا نديد....

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط ابگینه در جمعه پنجم مرداد 1386 و ساعت 17:41
1772_KHATERAAT_SHOMAL
div style="visibility:hidden;display:none">
...