تبليغاتX
روزهای سرد و بی خاطره
مرگ...

میان جنگلهای ناگوال
پیرمردی خوش سر
زیر درخت انجیر
می اندیشد به شعری جدید
شعری برای شعر
شعری برای زیستن
و من
فارغ از فانوسهای شبانه مردم شهر
در تنگنای این دره
- که میگویند هزار قربانی داده است -
می اندیشم به
شعری برای کشته شدن
شعری برای مرگ...

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط ابگینه در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 و ساعت 17:35
1772_KHATERAAT_SHOMAL
div style="visibility:hidden;display:none">
...