تبليغاتX
روزهای سرد و بی خاطره
در حسرت....

 

شبی غمگین شبی بارانی و سرد

مرا در غربت فردا رها کرد

دلم در حسرت تنهایی غریب است

مرا چشم انتظار کوجه ها کرد

به من می گفت تنهایی غریب است

ببین با غربتش با من چه ها کرد

تمام هستی ام بود و نبودش

که در قلبم چه اشوبی به پا کرد

و او هرگز شکستم را نفهمید

اگر چه دنیا صدا کرد.......

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط ابگینه در شنبه دوم تیر 1386 و ساعت 10:12
1772_KHATERAAT_SHOMAL
div style="visibility:hidden;display:none">
...