| دل |
|
گفتمش دل می خری ؟پرسید چند؟ گفتمش دل مال تو تنها بخند! خنده کرد و دل ز دستانم ربود!! تا به خود باز آمدم او رفته بود! دل ز دستش روی خاک افتاده بود جای پایش روی دی جا مانده بود...
|
|+|
نوشته شده توسط ابگینه در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 و ساعت 17:47


