تبليغاتX
روزهای سرد و بی خاطره

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط ابگینه در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 و ساعت 20:58
غم...

شب بود ،

شمع بود ،

من بودم و غم ...

 

غم

 

شب رفت ،

شمع سوخت ،

من موندم و غم ...

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط ابگینه در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 و ساعت 16:18
دروغ

شاید اشتباهه اما عاشقا دروغ میگن

ادمهای با وفا و مهربون دروغ میگن

اونا که میگن تا همیشه دیوونتم

بزار بی پرده بگم دروغ میگن

اونا که فدات بشم تکیه کلامشون شده

به تمام اسمون به خدا دروغ میگن

اونا که میان به این بهونه ها

که اومدن از شهر قشنگ قصه ها دروغ میگن

اونا که با قسم و ایه می خوان بگن

تا قیامت نمی شن ازت جدا  دروغ میگن

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط ابگینه در چهارشنبه دهم مرداد 1386 و ساعت 17:54
دی-اچ-لارنس

واگرامشب روان من

درخواب آرامش خودرابیابد

ودرفراموشی ونسیان غرق شود

ودرصبح بیداری

چونان گلی نوشکفته بازشود

من باردیگربه خدامیرسم و از نومتولد می شوم...

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط ابگینه در سه شنبه نهم مرداد 1386 و ساعت 12:4
تبعید

گمان می‌كرد تبعید مثل هر سفر دیگری‌ست كه از میانه‌ی راه هوای بازگشت قفس سینه را تنگ می‌كند و دقیقه‌ها به شمارش می‌افتند. نمی‌دانست اینجا زمان در توقفی ابدی‌ست. می چرخد اما نه برای او. نمی‌دانست كه زمان می‌ایستد و نمی‌فهمد كه ایستاده؛ تا روزی كه یكی سر راهش سبز شود كه وصلش بیش از هر چیز، بله بیش از هر چیز، طراوت و جوانی می‌خواهد. و حالا... فلیسیا به چه چیز او دل‌خوش باشد؟ اتاق زیر شیروانی‌اش؟ شغل درخشانش؟ درآمد سرشارش؟ آخرین تیر تركشی كه به سنگ خورده بود؟ «چشمت كور! تو هیچ وقت آدم نمی شوی! حالا باید این عشق بی فرجام را از سر به در كنی!» این را گفت و پله‌های هفت طبقه را در چرخشی سرگیجه آور چنان فرود آمد كه گویی به اعماق چاهی ظلمانی فروغلتید...

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط ابگینه در دوشنبه هشتم مرداد 1386 و ساعت 15:44
فریاد/......

من راه ميرفتم
و آسمان صدا ميزد
انگار آن هم
مانند من
كسي را فرياد ميزد
باران باريد
و من بين شاخه هاي درختان
گم شدم
و ديگر هيچ كس
مرا نديد....

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط ابگینه در جمعه پنجم مرداد 1386 و ساعت 17:41
miSS U

 

 I miss you

Good Time
Bad Time
Day Time
Work Time
Off Time
Night Time
Happy Time
Sad Time
Sleep Time
In the Mean Time

I Miss U All The Time

My eyes R hurting coz I can't C U

My arms R empty coz I can't hold U

My lips R cold coz I can't kiss U but

My heart is breaking coz I'm not with U

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط ابگینه در دوشنبه یکم مرداد 1386 و ساعت 15:48
1772_KHATERAAT_SHOMAL
div style="visibility:hidden;display:none">
...