تبليغاتX
روزهای سرد و بی خاطره
When I need you

When I need you
I just close my eyes and I'm with you
And all that I so want to give you
Is only a heartbeat away

When I need love
I hold out my hands and I touch love
I never knew there was so much love
Keeping me warm night and day

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط ابگینه در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 و ساعت 19:9
دل

گفتمش دل می خری ؟پرسید چند؟

گفتمش دل مال تو تنها بخند!

خنده کرد و دل ز دستانم ربود!!

تا به خود باز آمدم او رفته بود!

دل ز دستش روی خاک افتاده بود

جای پایش روی دی جا مانده بود...

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط ابگینه در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 و ساعت 17:47
need

----------------------------------------------------------
::You need to fall.. you need to fly & flew
It'so bad. You drive me mad, This is gOod & this is Bad
So take my hand.. this is gOod >>> but don't keep it along time
So look at me>>> but don't be serious
Just feel me & hold me to wonderland

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط ابگینه در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 و ساعت 19:38
بي منت

از بين همه آدمهايي كه مي ايند و ميروند

از بين آنها كه ميگويند دوستت دارند

و آنها كه دستت را ميفشارند

انگشت شمارند

كساني كه عشق ميورزند

بي منت

بي چشمداشت!

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط ابگینه در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 و ساعت 19:37
...../never GONE

آشناي هميشگي من به سادگي آمدن پاييز رنگ باخت
من اين روزها كه مي گذرد همه چيز را از دست مي دهم حتي خودم را...
-------
هميشه از پوچي گفتم

به پوچي نرسيدم
حالا كه پوچي تو را مي بينم
از خودم مي ترسم.

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط ابگینه در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 و ساعت 19:31
....A Great Disaster

خدا از دور نگاه مي كند
من از نزديك احساس مي كنم
------------------------
STILL give me Sth to BELIEVE in

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط ابگینه در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 و ساعت 19:29
نسيم

 

اي نسيم رهگذربه ما بگو
اين جوانه هاي باغ زندگي
اين شكوفه هاي عشق
از سموم وحشي كدام شوره زار
رفته رفته خار مي شوند؟
اين كبوتران برج دوستي
از غبار جادوي كدام كهكشان
گرگ هاي هار مي شوند؟

فريدون مشيري

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط ابگینه در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 و ساعت 19:26
ThiS iS bEd TimE

نه دليلي براي خوب موندن دارم
نه بهانه اي براي بد شدن.
---
زندگي كه نه ،دارم پرسه مي زنم/نقطه نداره

============
!Of CouRse I knOW
!SaD bUt TruE

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط ابگینه در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 و ساعت 19:20
Hmmmmm

my love is destroying

He is going away

I'm too alone

too tired

too missed!

so I'm not a believer

Couz hamash taghsire man boud

I'm SORRY

believe me

hold me

love me*

Give me a chance just once again..~

d........a........m

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط ابگینه در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 و ساعت 19:17
رسالت

و رسالت من اين خواهد بود
تا دو استكان چاي داغ را
از ميان دويست جنگ خونين به سلامت بگذرانم
تا در شبي باراني
آنها را با خداي خويش
چشم در چشم هم نوش جان كنيم!

"
حسين پناهي

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط ابگینه در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 و ساعت 19:14
حرفهای دل خودم....

خیلی سخته کسی رو دوست داشته باشی و بدونی که تا چند روز دیگه از پیشت مره

البته الان فقط در چند کیلو متری توه اما تا دو روز دیگه این فاصله خیلی میشه

من نمی دونم چکار کنم دارم از بغض خفه می شم و نمی تونم کاری بکنم

دلم خیلی گرفته کاش لااقل اینو می فهمید و از اینجا می رفت

اما....

افسوس....

نمی دونم چه کار کنم

نمی شه اروم بشم

خدایاااااااااااااااااااااااااااا

خودت پشت و پناهش باش

دست تو می سپارمش

اه ......................

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط ابگینه در شنبه بیست و ششم خرداد 1386 و ساعت 11:58
سخته بهت بگن....

سخته بهت بگن ستاره شو تا بچینمت

بعدش بهت بگن برو دیگه نبینمت

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط ابگینه در شنبه بیست و ششم خرداد 1386 و ساعت 11:50
ای اشک....

ای اشک اهسته بریز که غم زیاد است

ای شمع اهسته بسوز که شب دراز است

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط ابگینه در شنبه بیست و ششم خرداد 1386 و ساعت 11:48
افسوس......

افسوس....

که خاطرت مرا یاد نکرد

چشمان تو هم دمی مرا شاد نکرد

می سوخت دلم ولی تو می خندیدی

اما.....

دل من ز عشق فریاد نکرد

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط ابگینه در شنبه بیست و ششم خرداد 1386 و ساعت 11:43
بعدها....

خاک می خواند مرا هر دم به خویش

می رسند از ره که در خاکم نهند

اه .....

شاید عاشقانم نیمه شب

گل به روی گور غمناکم نهند

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط ابگینه در شنبه بیست و ششم خرداد 1386 و ساعت 11:40
دلتنگی

دلتنگی هام و بردار پیش خودت نگهدار

هر وقت که تنها شدی من و به یادت بیار

تنهایی خیلی سخته

وقتی چشمت به راهه

وقتی که شب سیاهه

وقتی پیشم نباشی

وقتی که بی تو هستم

تنها می مونه دستم

با این دل شگستم

تنهایی خیلی سخته

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط ابگینه در شنبه بیست و ششم خرداد 1386 و ساعت 11:33
زندگی

زندگی رسم خوشایندی است

زندگی بال و پری دارد به وسعت مرگ

پرشی دارد به اندازه ی عشق

زندگی چیزی نیست که لب طاقچه ی عادت

از یاد من و تو برود

زندگی مجذور ایینه است

زندگی گل به توان ابدیت

زندگی ضریب زمین در دل ما

زندگی هندسه ی ساده یکسان نفس ماست

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط ابگینه در شنبه بیست و ششم خرداد 1386 و ساعت 11:29
امشب

امشب به قصه ی دل من گوش می کنی

فردا چو قصه مرا فراموش می کنی

چون سنگ صدای مرا گوش می کنی

سنگی و نا شنیده فراموش می کنی

رگبار نو بهاری و خواب دریچه را

از ضربه های وسوسه مغشوش می کنی

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط ابگینه در شنبه بیست و ششم خرداد 1386 و ساعت 11:25

از شادی تو دلشادم برای تو شادی گونه ای ازادی است و در میان تمام انانی که می شناسم تو باید از همه ازادتر باشی .به یقین این شادی و این ازادی را خود بدست اوردهای زندگی در برابر تو تنها می تواند مهربان و نیک باشد چون تو در برابر زندگی بس مهربان ونیک بوده ای

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط ابگینه در شنبه بیست و ششم خرداد 1386 و ساعت 11:22

ای که دور از من در یاد منی

با خبر باش که دنیای منی

شادیت شادی من

 غصه ات غصه ی من

قلب من خانه ی تو

خانه ات قبله ی من

دوستت دارم

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط ابگینه در شنبه بیست و ششم خرداد 1386 و ساعت 11:16
تنهاترینم

ای تنها ترینم گوش کن به حرف دل من

که می خواهم برایت از تنهایی هایم بگویم

از تنهایی ها و غم ها

روزهایی که تو پیش من نبودی

و من با درد بی کسی این روزها را

شب سر گذاشتم تا تو را

تا یک بار دگر نظاره کنم

و به انتظارت خواهم نشست

تا روزی که تو برگردی

تنها ترینم

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط ابگینه در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 و ساعت 23:16
شکوه

با تو حکایتی دگر این دل ما به سر کند

شب سیاه قصه را هوای تو سحر کند

باور ما نمی شود

در سر ما نمی رود

از گذر سینه ی ما بار دگر گذر کند

شکوه بسی شنیده ام

از دل درد کشیده ام

کور شوم جز تو اگر

زمزمه ای دگر کند

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط ابگینه در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 و ساعت 23:9
Don't leave me

Don't leave me in all this pain
Don't leave me out in the rain
Come back and bring back my smile
Come and take these tears away
I need your arms to hold me now
The night are so unkind
Bring back those nights when I held you beside me

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط ابگینه در دوشنبه هفتم خرداد 1386 و ساعت 14:17
سایه

 

در زندگی من سايه ها بسيار بودند

و من تشنه شناختن هر سايه بودم.

زندگی را همان گونه که هست دوست دارم

پاکی، آرامش، بي باکی

و تشنگی شناخت را هميشه مي خواهم داشته باشم.

هر بامداد رايحه ای نو مشامم را مي نوازد.

گويی زندگی از پس پرده ها مرا مي خواند و روزی نو اغاز مي شود.

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط ابگینه در دوشنبه هفتم خرداد 1386 و ساعت 14:15
همسفر

گر چه دوری زبرم همسفر جان منی

قطره اشکی و بر دیده ی مژگان منی

در دل شب منم و یاد تو و گوهر اشک

همه اشکی و هم بر سر مژگان منی

این مپندار که نقش تو رود از نظرم

خاطرت جمع که در خواب پریشان منی

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط ابگینه در شنبه پنجم خرداد 1386 و ساعت 15:29
خداوندا.....

/باز ابرهای دلتنگی، ميهمان آسمانند/ من باران را هيچ دوست ندارم/ گر چه همه روزهای تلخ من در تابستان ها بود/ ولی با باران، من هم مي خواهم که ببارم/ پرده ها را مي کشم/ با آفتاب آغاز خواهم شد/

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط ابگینه در شنبه پنجم خرداد 1386 و ساعت 15:24
چگونه گذشت را بیاموزیم؟

زیر یک سنگ سیاه دونه ای زد جوونه

سر در اورد از تو خاک اسمونو ببینه

سایه سیاه سنگ افتاده بود رو تنش

سردی پیکر سنگ مونده بود رو بدنش

خسته شد نشست رو خاک جوونه ی قشنگ

نتونست بیاد بیرون از زیر سینه ی سنگ

گفت که زیر سنگ سخت من غریبو اسیرم

زیر این حجم کبود جون می دم من می میرم

سنگ تا حرفو شنید قلب سنگینش شکست

گفت که با این همه درد نمی شه اینجا نشست

لب پرتگاه جنود لغزید و افتاد تو رود

چشمای جوونه دید افتابو هر چی که بود

 یکی هست که می گذره از خودش ببین چه سخت

سنگه افتاده رود تا جوونه شد درخت

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط ابگینه در شنبه پنجم خرداد 1386 و ساعت 15:19
LOvE

Take every day by me inSide
I'll trust my self with you
Every one feel so far away from me
Try & not 2 break hon
You're too cOol'n aMo
you know there is a thin line between love'n hate
damn

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط ابگینه در شنبه پنجم خرداد 1386 و ساعت 14:59
1772_KHATERAAT_SHOMAL
div style="visibility:hidden;display:none">
...